عقربههای ساعت دیواری اتاق، انگار تندتر از همیشه میچرخند. تقویم روی میز، بیرحمانه ورق خورده و حالا او مانده و یک کوه کتاب که نیمی از آنها هنوز بوی نویی میدهند. شب یلدا، وقتی همه داشتند فال حافظ میگرفتند، سارا داشت به ترازهای پایینش در آزمونهای مهر و آبان فکر میکرد. به اینکه چطور قول داده بود از تابستان کولاک کند اما حالا در دیماه، هنوز لنگِ مباحث پایه است؛ حس میکرد قطار کنکور از ایستگاه رفته و او روی سکو جا مانده است…!
اگر شما هم این روزها احساسات سارا را تجربه میکنید و با خودتان مدام فکر میکنید که “یعنی راهی برای جبران هست؟!”، این مقاله دقیقاً برای شما نوشته شده است. پس تا انتهای این مطلب، با ما باشید.
چرا نیمسال اول آنطور که میخواستی پیش نرفت؟
قبل از اینکه به فکر درمان باشیم، باید بفهمیم کجای کار ایراد داشته است. اگر ندانید چرا زمین خوردید، احتمالاً در نیمسال دوم هم دوباره همانجا پایتان سُر میخورد!
۱- توهم برنامههای فضایی!
خیلی از ما جوگیر میشویم. مثلا روز اول مهر مینویسیم: «۱۴ ساعت مطالعه، ۵۰۰ تست»؛ اما واقعیت این است که بدن و ذهن ما یک ماشین یا ربات همیشه آماده نیست. وقتی نمیتوانیم به این برنامه پایبند باشیم، ناامید میشویم و کلاً رهایش میکنیم. این همان «کمالگرایی سمی» است.
۲- باکِ خالی از انگیزه
هدف و انگیزه برای کنکوری، دقیقاً مثل بنزین برای ماشین است. بدون آن، گرانترین ماشین دنیا هم یک وجب حرکت نمیکند! اگر هدف واضح و روشنی نداشته باشید یا فقط به خاطر انتظار والدین درس بخوانید، طبیعی است که وسط راه بنزین تمام کنید!
۳- غولِ اضطراب پنهان و ترس از شکست
عجیب است اما خیلیها درس نمیخوانند چون میترسند درس بخوانند و باز هم ترازشان خوب نشود! این ترس از شرکت در آزمونها باعث میشود از ارزیابی فرار کنید یا مطالعه را عقب بیندازید تا با واقعیتِ سطح علمیتان روبرو نشوید.
۴- روشهای غلط مطالعه
خیلی وقتها ساعت مطالعهمان بالا است اما خروجی نداشتهایم. دلیل آن عادتهای غلط مطالعاتی است؛ مثل مطالعهی روزنامهوار و سطحی، ننوشتن خلاصه، تست نزدن، استراحت نکردن بین پارتهای مطالعه و… .
۵- حواسپرتیهای مدرن
عناصر توجه و تمرکز، الماسی برای زندگی در این دوران هستند. یک نوتیفیکیشن اینستاگرام یا فکر کردن به «اگر نشود چه؟» وسط حل تست ریاضی، به راحتی نیم ساعت از زمان مفیدتان را هدر میدهد!
۶- سم مهلکی به نام مقایسه
افکاری مثل «فلانی زیست را ۸۰ درصد زد، فلانی تراز آزمونش ۱۰۰۰۰ شد، اگر در آزمون بعدی به فلانی نرسم چه؟ و…»، همان عادت مخرب مقایسهی ناعادلانه است. مقایسه کردن باطن زندگی خودتان با ظاهر زندگی دیگران، نه تنها کمکی نمیکند بلکه باعث میشود احساس فلج بودن بکنید و نتوانید مفید باشید.
۷- تنهایی در مسیر و نداشتن راهنما
کنکور یک مسیر مهآلود و مبهم است. طبیعی است که در ابتدای مسیر، گیج باشیم. اینجاست که نقش یک مشاور تحصیلی خوب یا یک همراه کاربلد، مشخص میشود.
حالا چطور در نیمسال دوم جبران کنیم؟
حالا که دلایل مشکل را شناختیم، باید بدانیم دیگر غصهخوردن کافی است. از اینجا به بعد، عملیات «بازگشت قهرمانانه» شروع میشود.
۱- ترمز دستیِ سرزنش را بکشید!
اولین قدم این است که با خودتان صلح کنید. شما ربات نیستید؛ انسانید و ممکن است مثل هر انسان دیگری اشتباه کنید. به جای اینکه مدام خودتان را سرزنش کنید، با خود مهربان باشید و بگویید «اوکی، تا الان خوب نبودم، اما از این لحظه به بعد قرار است متفاوت باشم». لحظهای که شما این جمله را باور کنید، آمادهی شروع دوباره میشوید!
۲- هدفگذاری به سبک هوشمندها
مغز ما، برای اینکه درست حرکت کند، احتیاج به یک هدف درست دارد؛ هدف خوب، هدفی است که مشخص، قابل اندازهگیری، دستیافتنی و زماندار باشد. مثلا «قبولی در یک رشته خوب» هدف بدی است. اما «قبولی در رشته داروسازی دانشگاههای تیپ ۱ یا ۲»، یک هدف صحیح است.
در مرحلهی بعد، قدمهایی میچینیم که ما را به آن هدف بزرگ میرسانند. نام این قدمها، اهداف کوتاه مدت است که باز هم باید ویژگیهای یک هدف درست را داشته باشند.
۳- برنامهریزی صحیح و اصولی
بعد از یادگیری روش برنامهریزی اصولی، میتوانید از روزی ۵ ساعت شروع کنید اما استمرار داشته باشید. اعتمادبهنفس ما از همین پیروزیهای کوچک به دست میآید. وقتی ۳ روز پشتسرهم طبق برنامه پیش بروید، مغزتان هورمون موفقیت ترشح میکند و خودش برای انجام ساعت ششم مطالعه داوطلب میشود!
۴- ریکاوری بدن؛ جسمتان را دریابید!
بدن، وسیله و ابزار ما برای رسیدن به هدفمان است. اگر مراقبت از مغز را بلد نباشیم، اصلیترین ابزارمان را از دست میدهیم. پس از این به بعد خواب شبانه کمتر از ۶-۷ ساعت، ممنوع است! مغزیجات و میوه جایگزین چیپس و پفک میشوند و روزی ۱۵ دقیقه پیادهروی سریع به کمک روحیهمان میآید.
۵- مسابقهی انفرادی؛ فقط با خودتان!
تنها کسی که حق دارید خودتان را با او مقایسه کنید، «دیروزِ خود شما» است. اگر امروز یک تست بیشتر از دیروز زدید، یعنی دارید درست میروید. تمام!

۶- اصلاح فرمول مطالعه
اگر عادتهای غلط مطالعاتی که مثال زدیم را داشتهاید، از این به بعد دیگر قرار نیست با همان فرمول قدیمی پیش بروید! به چند مورد از ویژگیهای شیوه صحیح مطالعه اشاره میکنیم:
- استفاده از تکنیک پومودورو
- تعادل در خواندن و تست زدن
- حفظ تنوع درسی پارتهای مطالعاتی
- استراحت موثر بین پارتها
- مرور های منظم و اصولی
- دادن پاداش به خود بعد از اتمام یک پارت سخت (مثل یک فنجان چای یا ۵ دقیقه موسیقی)
۷- آشتی با اشتباهات
از غلط زدن در آزمونها نترسید و برعکس، به استقبالشان بروید! به این فکر کنید که هر غلطی که در خانه یا آزمون آزمایشی میزنید، میتواند مثل یک بمب باشد که خنثی کردهاید تا سر جلسهی کنکور اصلی منفجر نشود! این عملیات خنثیسازی، همان تحلیل آزمون است! مطمئن باشید اگر به این شیوه پیش بروید، ترازتان نیز به مرور افزایش خواهد یافت.
۸- ایزوله کردن اتاق مطالعه
برای بازگشت تمرکز، باید قدمهای ساده ولی مهمی بردارید. گوشی و وسایل الکترونیک را به اتاق دیگری بفرستید. میزتان را خلوت کنید و فقط با وسایل ضروری پر کنید. به اطرافیان بگویید در ساعتهای خاصی مزاحم نشوند و تا حد امکان سروصدا را کم کنند. ذهن شلوغ، محصول محیط شلوغ است.
۹- استراتژی برنده جبران؛ قانون ۲۰/۸۰
طبق قانون پارتو، ۸۰ درصد نتایج هر کاری از ۲۰ درصد عملکرد ما میآید. برای کنکور هم همین است. ۸۰ درصد نتیجه از ۲۰ درصد سوالخیزتر و مهمتر حاصل میشود. پس اگر وقتتان کم است، روی مباحث پربازده و تستخیز تمرکز کنید. در انتها اگر زمان داشتید، به مباحث کماهمیتتر خواهید پرداخت.
جمعبندی
در این مقاله، یادآوری کردیم که کنکور یک ماراتن است، نه دوِ سرعت! پس از این به بعد هم میتوان عملکرد ضعیف گذشته را جبران کرد:
۱- علت عقبماندگیات را پیدا کن. (بدون خودزنی!)
۲- هدف درست برای خودت تعیین کن.
۳- سبک زندگیات (خواب و تغذیه) را اصلاح کن.
۴- روی مباحث مهمتر و تستخیز تمرکز کن.
۵- از حرفهایها مثل ماز کمک بگیر.







